الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
167
منطق مقارن (فارسى)
ذاتى موضوعاتشان باشند به اين معنى كه موضوع بايد داخل در محمول باشد به خوبى درك خواهيم كرد . و مراد ما از آنچه در آنجا متذكر شديم ، مبنى بر اينكه موضوع بايد اقتضاى محمول را داشته باشد ، همين معنى بود . همچنانكه با دقت در آنچه را سابقا بيان نموديم ، عرض غريب را نيز خواهى شناخت كه آن عبارت از عرضى است كه موضوع اقتضاى آن را ندارد چه اعم باشد ، چه اخص و چه مساوى . و چون موضوع ، اقتضاى آن را ندارد در علوم برهانى ، بحثى از آن به عمل نمىآيد و بنابراين يقينى نخواهد بود ، يعنى نمىتواند علت براى نتيجه قياس گردد هرچند مانند : " كلاغ سياه است " چون ذات كلاغ اقتضاى سياهى را نداشته بلكه فقط پرهاى آن همراه سياهى است . در اين بحث بايد بسيار دقت نمود . حق صريح و روشن همين است كه گفتيم ، چنان كه از عبارات ابن سينا كه قهرمان اين فن است نيز ظاهر مىشود . نه آنچه را كه جمعى از منطقيان گفتهاند مبنى بر تقسيم اعراض به 9 قسمت ، و قول به ذاتى بودن 5 يا 6 قسم آنها و عرضى بودن بقيه ، بدون اينكه هيچ وجه صحيحى دراينباره بيان كنند . « 1 » " ان و لم " شك نيست كه حد اوسط ، در برهان ، علت تصديق به ثبوت اكبر براى اصغر است ، به عبارت ديگر ، علت اثبات اكبر براى اصغر است . و به همين جهت آن را واسطه در اثبات مىنامند . حال اگر علاوه بر اينكه علت اثبات اكبر براى اصغر است ، علت ثبوت و وجود واقعى اكبر در اصغر نيز باشد - كه از آن به واسطه در ثبوت تعبير مىشود - " برهان لمى " ناميده مىشود زيرا علت و لم حكم را به دست ميدهد . مثال : " زيد تعادل مزاج خود را از دست داده است و هركس تعادل مزاج خود را از دست داده باشد ، تبدار است " كه از دست دادن
--> ( 1 ) - براى اطلاع مفصل از نظر اين گروه به ص 73 مقصود الطالب رجوع كنيد .